پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠
انقلاب اسلامى و پديده سينما
امير حمد
پرسش سينما
پرسش ما از سينما يا پرسش سينما براى ما، پرسشى اصلى و كلى است، و درك سينماى بعد از انقلاب اسلامى ايران، بدون شناخت و پاسخ به چند پرسش اساسى مقدور نيست. مسلما در تنگناهاى حاضر، پاسخى مفصل كه تا چند مجلد به درازا كشد، ممكن نخواهد بود. پس با مرورى فشرده، گسترهاى را كه پيشاروى ما براى پاسخى مشروح وجود دارد، باز مىنگريم و پژوهش بيشتر را به خوانندگان علاقهمند وامىگذاريم و سپس براساس اين مقدمه، به مسايل سينماى نوين در دو دهه اخير توجه مىكنيم. شايد به اين وسيله، اهميت واقعى مسئله وضوح بيشترى يابد.
نخستين نكته مهم در شناخت موقعيتسينماى ما، شناختن حقيقتخود سينماست; سينما چيست؟
به اين پرسش از زاويههاى مختلف مىتوان نگريست و به جستوجوى جواب برآمد.
١. سينما به مثابه پديدهاى مدرن و متناسب با پديدههاى علمى - تكنولوژيك جديد;
٢. سينما همچون آينه معنوى مدرنيته;
٣. سينما به عنوان صنعت مدرن در خدمتسرگرمى و تبليغ;
٤. سينما به عنوان هنر عصر جديد با خصيصه تكنولوژيك و تكثيرى;
٥. سينما همچون يك نهاد اجتماعى رهبرىكننده در قرن اخير....
همچنين سينما به مثابه تجلى نيروى خلاقه بشرى كه در مسير رشد، پديدههاى پيشرفته و نو مىآفريند و نيز يك ابزار تربيتى و فرهنگى كه مىتواند درستيا نادرست مورد استفاده قرار گيرد، مطرح است.
.....
انبوه آثارى كه در حيطه تاريخ سينما نوشته شدهاند، تصويرى روشن از پيدايش سينما به ما ارائه مىدهند. در اين آثار، مراحل علمى - تكنولوژيك سينما تا تولد دوربين «لومىير» بنيانگذار سينما شرح داده مىشود و به ما كمك مىكند تا سينما را در متن تحولات مدرن و متناسب با پديدههاى عصر جديد و اختراعات آن بررسى كنيم و رشدش را در تار و پود روابط اجتماعى - اقتصادى و فرهنگى جامعه مدرن سرمايهدارى غرب، در پى گيريم.
از جمله اين آثار مىتوان از:Documentary: Ahistory of thenon - fiction film. by: erik barnovw. new york oxford university press, ١٩٧٤. نام برد.
مقدم بر اين اثر از:
A History of Cinema from Its Originsto ١٩٧٠ Eric Rhode. First PUBlished ١٩٧٦. ed.
مىتوانيم ياد كنيم و نيز از كتاب، Geschiehtedes filmw) تاريخ سينماى هنرى) نوشته اولريش گرگور - انوپاتالاس، ترجمه هوشنگ طاهرى. اخيرا تاريخ سينماى مستند را احد ضابطى جهرمى به فارسى ترجمه كرده و تاريخ سينماى «رود» نيز با بازگردان حسن افشار، قبلا در ايران انتشار يافته بود. اين آثار انبوه، با ما از تاريخچه پيدايش سينما، اختراع، دوربين و اسلاف اوليه آن سخن مىگويند. چيزى كه سبب بازانديشى ما مىشود، تلاش براى كشف نسبت پيدايش سينما با شالودههاى دنياى جديد است; تا براساس آن موفقيتسينماى بعد از انقلاب اسلامى را بسنجيم.
قرن نوزده، قرن بسط نگاه مدرنيته به صورت يك مدنيت صنعتى، و قرن اختراعات و اكتشافاتى است كه ريشه آن علم جديد و تصور تازه درباره جهان و انسان است.
واقعا عطش اختراع دستگاهى براى ثبت تصوير اشياى متحرك چه بود و ريشهاش به كجا مىرسد؟
بايد اعتراف كرد كه شالودهها و سرچشمههاى اين تمنا، ترديد در آگاهى اسطورهاى از جهان و الگوهاى مدرسيان در قرون وسطى، برمىگردد. تغيير نگاه درباره عينيت و نيروهاى موجود و مناسبات محلى و توان انسان در شناخت و توليد مصنوعات، برحسب علم نوتجربى، شهامت جستوجوى تازه و ترديد درباره درجه اعتبار و دقت گفتههاى نسلهاى پيشين، و مطالعه جزئيات عينى از همان پايان قرن پانزدهم و آغاز قرن شانزدهم، تحولات تكاندهندهاى را در جهانشناسى و انسانشناسى نوين پديدار كرد. همه ما داستان پژوهشهاى علمى كوپرنيك و كپلر و تيكوبراهه و گاليله و نيوتون و زلزلهاى را كه پژوهشهاى علمى كيهانشناسى و فيزيكىشان در استوانههاى اعتقادات سنتى قرون ميانى، به وجود آورد، بياد مىآوريم.
محصول نگاه نو، كه به مرور، چهار قرن را پشتسرگذاشت و به قرن نوزدهم رسيد، عطش مدنيت نو به طور كلى و در ارتباط با اختراع سينما، تمناى ضبط حركتبود. يعنى كاربرد ابزار نو براى ثبت تصاوير «عينى» كه توان ثبتحركتشىء محسوس را براى مطالعه دقيقتر اشياء و رويدادها داشته باشند. پس تمركز بر روى شناختحسى اشياى در حركت و يافتن راهى براى توليد دستگاه ثبت تصوير، اهميتيافت. مىبينيم كه در آغاز سينما تا چه حد موضوعى جدى و علمى بود و با سرگرمى فاصله داشت. بدينسان به اولين تلاشهايى برمىخوريم كه در محيط اختراعات و اكتشافات به هم پيوسته قرن نوزدهمى، امكان اختراع وسايل عكاسى را گام به گام فراهم آورد. در اين زمان، همه چيز همچون بخشى از فعاليت علمى جهان متمدن جديد، ظاهر مىشد. منشا دستگاههاى عكاسى، جز اين نبود. دانش تجربى و آزمايشگاهى و شيميايى و مكانيكى تا پايان دهه سوم قرن نوزده يعنى سال ١٨٣٩، امكان اختراع «داگروتايپ» را به وسيله «داگر» و اختراع پوزيتيوكاغذى را به وسيله «بايار» و اختراع «كالوتايپ» را به وسيله «ويليام هنرى فاكس تالبوت» و فناكيستوسكوپ را بهوسيله «پلاتو» و استرويوسكوپ را بهوسيله «اشتامفر» پديد آورده بود. پارهاى از اين اختراعات، مستقيما توهم حركت تصويرها را پديدار كردند. از دهه دوم همان قرن نيز كشفيات شيميايى «هاينريس شولتسه» ، «تام وجوود» و «جان هرشل» در مورد نيترات نقره و ثبت نور و سايه در خدمت ظهور عكس قرار گرفت. سپس «پيرژول سزار جانسن» منجم فرانسوى نياز داشت تا از عبور زهره از برابر خورشيد يك سند تصويرى داشته باشد. او دوربينى ويژه در سال ١٨٧٤ براى ضبط حركت مذكور، به نام تپانچه عكاسى اختراع كرد. مىگويند ادوارد موى بريج، با حمايت مالى ليلاند استانفورد، فرماندار سابق كاليفرنيا آزمايشهايى انجام داد تا تصوير اسبى را در حال تاخت ضبط كند; زيرا استانفورد پرورش دهنده اسب بود و راهى علمى و مطمئن براى بهبود راه رفتن و سرعت اسبهايش، جستوجو مىكرد. موىبريجسرانجام موفق شد كه تصوير اسبى را در حال تاختبر پرده نمايش آورد: «تجربيات مويبريج چشم خيلىها را كه حاصل كارش را ديدند، خيره كرد. او يك جنبه قطعى از فيلم مستند را پيشگويى كرد: توانايى آن در گشودن چشم ما به جهانى كه در پيش رو داريم و به اين يا آن علت درك شدنى نيست.» (سينماى مستند، ترجمه جهرمى، ص ٧)
سپس نوبت اتين ژولمارى فيزيولوژيست فرانسوى رسيد كه با پيگيرى تجربه جانسن «تفنگ عكاسى» را اختراع كرد تا حركت پرندگان را در حال پرواز ضبط كند. او در سال ١٨٨٨، سلسله عكسها را روى نوار سلولوئيدى كه چهل عكس را روى خود ثبت كرده بود، ضبط كرد. ژرژ دمنى كه كار خود را با دستيارى مارى آغاز كرده بود، در سال ١٨٩٢، دستگاهى ساخت و شروع به فيلمبردارى از دهانى كرد كه عبارات «زنده باد فرانسه» و «تو عشق منى» را تلفظ مىكرد تاحرف زدن را با لبخوانى به ناشنوايان بياموزاند.
تا اينجا كاملا آشكار است كه با تكاپوى علمى - تكنولوژيك قرن نوزده، زمينه ظهور سينما، يعنى قدرت ضبط اشياى در حال حركت فراهم آمد. باقى كار براى مخترعان تمام عيارى چون «توماس آلوا اديسون» و «لويى لومىير» باقى ماند تا به قولى گوى سبقت را از ديگر مخترعان در سراسر جهان مدرن بربايند و تجارب علمى - تكنولوژيك را به يك واقعيت صنعتى تبديل كنند. ولى آنها تصورى از اينكه سينما به جاى خدمتبه علم و واقعيت مستند، به ابزار سرگرمى تبديل شود، نداشتند يا با آن موافق نبودند. اديسون با اختراع دستگاه كينه توسكوپ در سال ١٨٩٤ به موفقيتى انفجارى دستيافت. لومىير با تبديل اختراع بسيار سنگين اديسون به دوربينى قابل حمل، گام نهايى را براى ايفاى نقش اساسى در تولد سينما برداشت. زمانى كه او در سالن «هندو» در گراند كافه پاريس، اولين فيلمهاى مستندش را با فروش بليط به نمايش گذاشت، ديگر سينما متولد شده بود; يعنى سال ١٨٩٥. از آن پس، سرمايهدارى به سرعت از اختراع اديسون و لومىير در جهتسوداگرىهاى خود سود جست و سينما را به يك سرگرمى پولساز و خيالپرداز تبديل كرد كه بنا به سرشت فرهنگ ليبرالى، آزادى فراوانى در جلب مشترى داشت. استفاده از تخيل، سكس، خشونت و انواع قصههاى عاطفى، راهى بود كه سينماى جهان سرمايهدارى در پيش گرفت، و روز به روز رونق بيشترى يافت و چه از نظر داستانپردازى و چه صنعتى، به يك توليد عظيم تبديل گشت. اما هنوز صداى اديسون در گوشها طنين مىاندازد كه:
«من رؤياى درخشانى داشتم در اين باره كه سينما را به چه كارها مىتوان واداشت، و چه كارها كه بايد انجام دهد، تا چيزهايى را كه جهان به دانستن آنها نيازمند است، بدان بياموزد. آموختن به گونهاى روشنتر و مستقيمتر... هنگامى كه صنعتسينما در راه تخصصى شدن به صورت يك كار تفريحى بزرگ درافتاد، من كه توليدكنندهاى پركار بودم، دست از بازى كشيدم.»
و لويى لومىير، اولين مخترع رسمى سينماتوگراف، علنا اعلام كرد:
«كار من پژوهش علمى بوده است. من هرگز درگير آنچه «توليد» فيلم نام گرفته است، نگشتهام.»
بدين ترتيب معناى نخستين سينما و پاسخ اولين به پرسش سينما چيست، ناظر استبه پديدهاى علمى در متن انقلاب صنعتى غرب، و متناسب با سلسله اختراعات تكنولوژيك و ابزارهايى كه پىدرپى بهدنبال هم تكميل مىشدند و به نحو پايانناپذير، شرايط تسلط هر چه بيشتر بر طبيعت را پديدار مىكردند.
سينما از اين نظر، با وجه مادى تمدن جديد و با نگاه ماهوگرنوى آن، يعنى «مدرنيته» وابستگى ماهوى دارد. در عين حال به وسيله سرمايهدارى دچار تحريف هم شده است. سينماى غرب با جدا شدن از اهداف اديسون و لومىير و گرويدن به تجربه ملى يس و داستانگويى سرگرمكننده و بدل شدن به يك نهاد سودآور در مناسبات صنعتى - اقتصادى، سيرى منحرف و ويژه يافت. اما همواره بين وجه آگاهىبخش و متفكر و علمى سينما با چهره سرگرمكننده آن، چالش بوده است. سينما، چون پروژهاى ناتمام باقى ماند.
هرچند در هر دو حال سينما همواره از جنبه متقابل خود برخوردار بوده است - يعنى سينماى مستند، سينماى هنرى و سينماى علمى - در عين حال ناگزير در جهان سرمايهدارى در بستر مناسبات عرضه و تقاضا رشد كرد و مبرا از روابط ناگزير اقتصادى و حرفهاى نبود. در عين حال سينماى سرگرمكننده كه در غرب روزبهروز بيشتر به صورت يك صنعت پرهزينه و پرخرج و سودآور و بزرگ جلوهگر شد، همواره خود را نيازمند رشد در وجه هنرى يافت تا بيشتر جذاب و دلپذير باشد. كارگردانى و فيلمبردارى و بازيگرى و تدوين و صحنهپردازى و نور و صدا و لباس و طراحى صحنه و غيره و غيره به يك مهارت هنرمندانه و بزرگ تبديل گشت و رشد عظيمى را پشتسرنهاد. بدينسان تاريخ صدساله سينماى غرب پديدار شد. انواع فيلمها و گونههاى متفاوت كه همواره تجارت و سودآورى در پيدايش آنها غلبه داشت، برابر آثارى قرار گرفت كه به صورت مغلوب، نوعى ديگر از سينما را ترسيم مىكردند; يعنى سينمايى با مدعاى آگاهىبخشى، كه به نام سينما - چشم، سينما - حقيقت، سينما - مدرنيته و انواع سينماى مستند... در غرب حضورش را حفظ كرده است.* * *
انقلاب اسلامى و سپس نظام دينى، يعنى جمهورى اسلامى در سال ١٣٥٧ در شرايطى، با پرسش سينما مواجه شد كه سينما در جهان پيشرفتهاى صنعتى و هنرى باورنكردنى خود را در پشتسر گذاشته بود و از نظر پيروزىهاى جلوهفروشانه و افسونزا و توليد عظيم، مسيرهاى تازهاى را جستوجو مىكرد. همه انواع فيلمها و سبكهاى گوناگون سينمايى، تاريخى پرفراز و نشيب را پشتسر نهاده بودند. آثار به يادماندنى برروى پرده آمده و جهان را فتح كرده بود. ستارگان بزرگ، تا دورترين روستاها نفوذ كرده و به الگوى جوانان مسحور بدل شده بودند. ژانرهاى گوناگون، اعم از ملودرام، جنايى، كمدى، پليسى، جنگى، دينى، حادثهاى، عشقى، تاريخى، وسترن، و سينماى تخيلى و سياره فضايى و وحشت و سكس و... آثار مشهور و فراموشنشدنى در نوع خود آفريده بودند. و بالاخره سينماى امريكا، سينماى روشنفكرانه و سبكهاى اروپايى چون نئورئاليسم و موجنو را به فراموشى سپرد و خود يكه تاز جهان شد، و با توليد عظيم و سرمايهاى كه آن را در رده دهم صنايع بزرگ امريكا قرار مىداد، دنيا را فتح كرده بود. در چنين موقعيتى انقلاب اسلامى كوشيد يك سينماى متفاوت و سالم را بيافريند.